علم چیست که هرکس براى اثبات مدعاى خود شیوهٔ کارش را به آن منتسب مىکند؟
علم چیست که بسیارى از پژوهشگران و اندیشمندان کار خود را با واژهٔ «علمى» توصیف مىکنند و بدین ترتیب مىخواهند بگویند که قابل اطمینان و اعتماد هستند؟
چه چیزى به علم چنین حرمت و قدرتى مىدهد تا همه بهعنوان تنها معیار واقعیت و تمیز صحیح از خطا به آن روى آورند؟
چه شد که ایرانیان و کشورهاى اسلامى با اینکه در مرحلهاى از تاریخ خود از نظر علمى و فنی وضعی امیدوارکننده داشتند هماکنون فاصلهٔ عظیمى با غربىها پیدا کردهاند؟
روش علمى» چیست که آموزش هر شاخه از علم یا حرفه و فن به آن منسوب مىشود تا کمال دقت و درستى آن را نشان دهد؟
چه شد که برخورد اولین مسلمانان با اروپاییان در قرن نهم میلادى همانند اولین برخورد اروپاییان با بومیان آمریکا، برخورد یک فرهنگ داراى علم و تکنولوژى پیشرفته با فرهنگی فاقد آنها بود، اما هماکنون این وضع در اوایل قرن بیستویکم بهطور برگشتناپذیرى به سود غرب تغییر یافته است؟
چه شد که یازده قرن پس از آن، فرنگىها در تمام زمینههاى علمى، فلسفى، و تکنولوژیک آنها را پشت سر گذاشتند و فاصلهای زیاد بین غربیان و جهان اسلام افتاد؟
چه شد که غرب چنین پیشرفت حیرتآورى در زمینههای علمى و فنى کرد و علم و تکنولوژى به مهمترین ابزار سلطه و امپریالیسم غرب تبدیل شد؟
چرا با اینکه در ایران اولین پلىتکنیک به سبک غرب، یعنى دارالفنون، بیست سال پیشتر از پلىتکنیک توکیو بنیان نهاده شد، ایرانیان نتوانستند آن سنت علمى را ادامه دهند؟
آیا امکان دارد فاصلهٔ علمىـفنی غرب را بتوان در همین حدى که هست نگهداشت و از وسیعتر شدن آن جلوگیرى کرد؟
و بسیارى چراهاى دیگر که در این کتاب بررسى و به آنها پاسخ داده شده است.
شما می توانید با ثبت نظر و امتیاز خود ما را در بهبود محصولات یاری رسانید .