.
این داستان سرگرمکننده و روشنگر دربارهی چهار شخصیت (اسنیف، اسکری، ها و هم) است که برای رسیدن به غذا و شادی در هزارتویی دنبال «پنیر» میگردند. پنیر استعارهای است از آنچه میخواهید در زندگی داشته باشید، مثلاً شغل خوب، رابطهی عاشقانه، سلامتی یا آرامش روحی. هزارتو هم جایی است که در آن به دنبال آنچه میخواهید میگردید ــ شاید سازمانی که در آن کار میکنید، یا خانواده یا جامعهای که در آن زندگی میکنید. مشکل اینجاست که «پنیر» مدام در حال حرکت است.
در روند داستان، شخصیتها با تغییرات غیرمنتظرهای مواجه میشوند. یکی از آنها درنهایت با موفقیت با تغییر روبهرو میشود و آنچه را آموخته روی دیوارهای هزارتو مینویسد تا شما کشف کنید. با رمزگشایی از این آموختهها، شما هم یاد خواهید گرفت که چگونه تغییرات را پیشبینی کنید، با آن سازگار شوید و از آن لذت ببرید و هر زمان که لازم شد آمادهی تغییر سریع باشید.
«چه کسی پنیر مرا جابهجا کرد» تمثیلی موجز و درعینحال تأثیرگذار است که بینشهای ارزشمندی را هم برای زندگی کاری و هم برای زندگی شخصی ارائه میدهد. این کتاب کوتاه به بیانی اثرگذار اجتنابناپذیریِ تغییر و اهمیت سازگاری با آن را روشن میکند. نقطه قوت کتاب سادگی و صراحت آن است: برخلاف برخی کتابها که برای درک آنها زمان و انرژی ذهنی زیادی لازم است، «چه کسی پنیر مرا جابهجا کرد» مستقیماً سر اصل مطلب میرود و سادگی زبان کتاب اثربخشی آن را افزایش میدهد. خوانندگان میتوانند هرازگاه این کتاب را دوره و این درس اساسی را به خود یادآوری کنند: تغییر امری است قطعی، و توانایی ما برای درک تغییرات و انطباق با آنها در موفقیت و خوشبختی ما بسیار مهم است.
«چه کسی پنیر مرا جابهجا کرد» راهنمایی جاودانه است که ذهنیت انعطافپذیر را تشویق میکند و خواندن آن برای هر کس که میخواهد در این دنیای بهسرعت در حال دگرگونی پیشرفت و رشد کند ضروری است.
نتیجهگیری کتاب بسیار ساده به نظر میرسد، اما احتمالاً درمان تمام مشکلاتی است که در زندگی با آن مواجه میشویم، حتی برای کسانی که ادعا میکنند میدانند چگونه با تغییر کنار بیایند. با خواندن این کتاب میآموزید که
• حتی در مواقعی که ترس ما را عقب نگه میدارد تغییر اجتنابناپذیر، و توانایی سازگاری با آن برای رشد شخصی ما بسیار مهم است.
• بیشتر اوقات چیزهایی که از آنها میترسیم فقط در ذهن ما هستند.
• پس از به دست آوردن چیزی که به دنبال آن بودید متوقف نشوید.
• اقدام کردن بهتر از فکر کردن به نتیجه است.
• یک سازمان تنها زمانی میتواند تغییر کند که افراد کافی در آن تغییر کنند.
• متوجه شدن زودهنگام تغییرات کوچک به شما کمک میکند تا خود را با تغییرات بزرگتری که قرار است پیش بیاید سازگار کنید.
این کتاب نمایشی زیبا از دنیایی است که ما در آن زندگی میکنیم: همه چیز تغییر میکند و دیگر هرگز مثل قبل نمیشود. زندگی همین است. زندگی ادامه دارد.
اسپنسر جانسون، پزشک و یکی از نویسندگان برجستهی جهان در زمینهی ادبیات انگیزشی است. او کتابهای پرفروش بسیاری نوشته است، ازجمله «چه کسی پنیر من را جابهجا کرد؟» و «مدیر یک دقیقهای» (به همراه کنت بلانچارد). آثار او اکنون حکم نوعی سنگ محک فرهنگی را پیدا کردهاند و به ۴۰ زبان در دسترس هستند.
شما می توانید با ثبت نظر و امتیاز خود ما را در بهبود محصولات یاری رسانید .