تجربههای ملی و جهانی نشان میدهد هرگاه تعداد افراد صاحبنظر و صاحب حق برابر که بخواهند مشورت کنند و به تصمیم واحد برسند از تعداد انگشتان یک دست بیشتر شود، ضرورت در نظر گرفتن قواعدی برای ادارهٔ جلسه که مورد توافق تمام اعضای گروه باشد احساس میشود. البته، روشهای سنتیِ کدخدامنشانه، چانهزنی و قبول حکم فصلالخطابی که به اختلافها خاتمه میدهد، برای جامعههای کوچک، بسته و سنتی روشهای کارآمد و اثربخشی بودند و هستند. اما برای ساخت جامعههای بزرگتر با کارکردهای پیچیدهتر و با اعضای صاحبنظر و صاحبِ حق برابر به مجموعه قواعدی نیاز است که بهطور کامل و جامع در این کتاب گردآوری و تبیین شده است.
هرکس که ساخت انجمن و جامعه بر اساس این قواعد را تجربه کرده باشد اذعان میکند که بدون چنین قواعدی، تأسیس و اداره جامعهٔ مبتنی بر رعایت کامل حقوق اکثریت، اقلیت، افراد و غائبان و همهٔ اینها با هم و بر اساس وزن برابر آرا، ممتنع خواهد ماند و در جامعهای که حق حاکمیت اعضا بر سرنوشتشان بهطور کامل رعایت نشود، سخن از عدالت و فضیلت و انسانیت محلی از اعراب نخواهد داشت. به همین دلیل، ساخت جامعه بر اساس این قواعد که عدالت در حق مردم را تضمین میکنند میتواند هم هدف باشد و هم وسیله.
شما می توانید با ثبت نظر و امتیاز خود ما را در بهبود محصولات یاری رسانید .